تبليغاتX
... - مرا آغاز کن!
جمعه دهم خرداد 1387
مرا آغاز کن!
 

تنکابن-اردیبهشت 87

Sur le Fil آغاز شده است. اشک در چشمانت حلقه زده و آرام آرام جاري مي شود. با خود فکر مي کني اکنون بهترين زمان براي نوشتن است. کسي چه ... يک تلفن ناباورانه مکثي ايجاد مي کند ... اينجا بوديم! کسي چه مي دانست که تو الآن اينجا باشي؟! کسي چه مي دانست که در گردبادي ناجوانمردانه تلوتلو بخوري؟ اشک ها بيشتر و بيشتر جاري مي شوند. لابد هر کدام تيشه اي هستند که بر ريشه اي خورده اند! حالا Sur le Fil هم دارد داستان هايي را روايت مي کند که مثل رگبار بر سر و رويت خورده اند. اشک هايت را پاک مي کني که مبادا کسي ببيند. هميشه اينطور بوده اي و بغضي سنگين را هضم کرده اي. يا حداقل سعي کرده اي که اينطور شود. Sur le Fil ادامه دارد. آن روز از ذهنت مي گذرد. روزي در کمال ناباوري. يادت مي آيد که ناي راه رفتن نداشتي و بدترين مسير زندگي ... اشک ها شدت مي يابند و پيراهنت را خيس مي کنند ... بدترين مسير زندگي را با کمک زخم خورده اي ديگر طي کردي؟ گاه فکر مي کني مهم نيست، يعني هست اما چيز ديگري نيز هست، اينکه تو الآن اينجا هستي. و چه بسيارند قصه هاي دردناک. ثانيه ها 6:41، 42، 43 و ... را نشان مي دهند. و چه پاياني بهتر از اين؟؟ بعد از يک بلندي و از اوج به فرود. پايان طولاني مي شود. اين پايان را دوست دارم. از عشق به مرگ. و دل کندن چقدر سخت است. چه کسي باور مي کند؟ روزي من؟ روزي تو؟ تو و تو؟ من و تو؟ کدام من و تو؟ مهم اين است که من، من باشم و تو، تو و من بفهمم و تو! Sur le Fil تمام مي شود و تو ادامه داري ....

--------------------------------------
پ.ن: عکس از وبلاگ دکتر شيری

نوشته شده توسط الف-ر در 23:22 | | لینک به این مطلب