تبليغاتX
...
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
تاپ تاپ دل

دل

عجب روزي بود امروز و عجب شبي امشب! تفاوتش نه فقط به روشني و تاريکي که به من بود و دل! من همان بودم که بودم، واقعيت به قاعده­ي دو روز بزرگتر! دل همان بود که صبح به تاپ تاپ افتاده بود، واقعيت شب به قاعده­ي 8 ريشتر داشت از جا کنده مي شد! اما تو، نمي دانم! فقط مي دانم، يادگاري ها همان ها بودند که هربار ولوله در جان مي اندازند! رود و کودکی جلوی مهدکودک! از بوي ياس خبري بود يا نبود هم نمي دانم! شايد آن لحظات هر دويمان ديده شديم! او چطور بود؟ منتظرم که بگويي ... 

نوشته شده توسط الف-ر در 0:45 | | لینک به این مطلب