تبليغاتX
...

...

در برجسته و ارزشمند بودن سابقة تاريخي و فرهنگي ايران شکي نيست. اما موضوعي که در کنار اين سوابق بايد مورد بررسي قرار بگيره، علل قطع شدن رشتة ارتباطي بين زمان حال و گذشته است. تمدن تاريخي و فرهنگي داراي اهميت است اما سود نبردن از آن براي ساختن آينده اي طلائي تر، اشتباه بزرگيست. اگر با ديد مثبت نگاه کنيم، بايد بگوييم که الگوها و تجارب بيشتري نسبت به بيشتر ملل دنيا داريم که استفادة بجا از آنها مزاياي بسياري را در زمان حال برايمان فراهم مي کند.

از دغدغه هاي هميشگي ام اين بوده که در آشنايي ديگران با اين سوابق تاريخي و فرهنگي و معرفي آن به مردم ساير کشورها نقش داشته باشم. متأسفانه هنوز فرصتي در اين زمينه نصيبم نشده اما در اين چند روز که به همدان مسافرت کرده بودم، بد نديدم که در مورد همدان و جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي اش بنويسم. قصد دارم در مسافرت هاي ديگه اي که به جاهاي ديگه خواهم داشت هم، همين کار رو انجام بدم. خيلي خوبه اگر بقيه هم همين کار رو انجام بدن. يا اينکه بقية دوستاي وبلاگ نويس هم هرکدوم در مورد شهرشون يا يکي از شهرها و جاهاي ايران که اطلاعاتي دارن بنويسن. اگر شهري باشه که اهل اونجا هستن يا شهري که فعلا در آنجا سکونت دارند، خيلي بهتره. البته قصد ندارم به طور جزئي به مکان هاي مختلف بپردازم، بلکه هدف يادآوري و بيشتر گفتن بعضي مشکلات و فرصت ها ست.

اين چهارمين بار بود که به همدان مي رفتم. چيزي که در مورد آثار و بناهاي تاريخي همدان مشهوده، عدم مديريت مناسب، عدم استفاده از ظرفيت ها و کمبود تبليغ و ارائة اطلاعات در مورد اين آثار و مکان هاست. بطوريکه حداقل خودم که چهارمين بار بود به همدان مي رفتم، براي اولين بار تپه هاي هگمتانه رو ديدم و آشناهاي همداني که داشتيم، هيچ کدومشون تا به حال اونجا رو نديده بودن!! يا مثلا ديدن گنج نامه مجاني بود و تا نزديک آبشار پر بود از انواع دستفروش ها و اطراف رودخانه هم پر از آشغال! در صورتي که رفع اين موارد براي جذب توريست هاي خارجي مي تونه مهم باشه. مي شه با فروش بليط اما با قيمت مناسب و ارزان براي اون محل درآمد زايي کرد و درآمد رو خرج خود اونجا کرد.

گنج نامه

موزه هگمتانه

موزه گنج نامه

همدان، 8 هزار سال قبل از ميلاد مسيح پايتخت مادها بوده و واقعا قدمت فوق العاده اي داره. احتمال داده مي شه که تپه هاي هگمتانه همون شهر قديمي همدان در زمان مادها بوده باشه و از بهترين مکان هاي تاريخي همدان محسوب مي شه. تپه هاي هگمتانه واقعا ارزش ديدن داره و با کمي مديريت، رسيدگي و اطلاع رساني مي تونه از جاهايي بشه که توريست هاي زيادي رو جذب مي کنه.

غار عليصدر فوق العاده است و چيزي در موردش نگم بهتره! بايد ديدش! آرامگاه باباطاهر و ابوعلي سينا هم از جاهاي قشنگ همدان هستن. شعرهاي باباطاهر محوطة داخلي آرامگاهش رو جذاب کردن و صداي آواز شعرهاي باباطاهر به همراه سازهاي سنتي معمولا از اطراف آرامگاهش شنيده مي شه. حتي شنيدم برنامة خاصي شبيه شب شعر و آوازخواني هر هفته برگزار مي شده (يا مي شه) که افرادي رو از تهران و راه هاي دورتر به آرامگاه باباطاهر مي کشونه!

آرامگاه بابا طاهر


اشعار داخل محوطه آرامگاه بابا طاهر

همدان جاهاي ديدني زيادي داره. سايت هاي هگمتانه و مادستان اطلاعات خوبي رو در مورد همدان دارند. اما اين سايت ها هم صد در صد کامل نيستند. در کنار ديدني هاي شهر همدان، مي شه با 2، 3 ساعت رانندگي چندين جاي قشنگ ديگه رو هم ديد. اين فرصت هنوز نصيب خودم نشده. مثلا چشمة گيان بزرگترين چشمة کشور در فاصلة يکي دو ساعته از همدان قرار داره. البته اگر فرصت و امکانات لازم باشه، مي شه سفر به همدان رو تبديل به تور دور درياچة اروميه کرد و از استان هاي اطراف و ديدني هاش لذت برد. اميدورام توجه بيشتري به اندازه اي که مناسب و درخور پيشينه و تاريخ همدان و ساير شهرهاست به اين آثار بشه و سال هاي آينده با افتخار و غرور شاهد حضور توريست هاي بيشتري در کشور باشيم.

قوری های سفالی

عکس هاي مختصري هم که از همدان گرفتم در دو قسمت 10 تايي در فتوبلاگ گذاشتم. حتما سر بزنيد. البته مطمئنا همدان زيباتر از اين عکس هاست و زيبايي هاي بيشتري هم داره.
قسمت اول عکس ها - قسمت دوم عکس ها

+ نوشته شده در  2007/8/21ساعت 1:6  توسط الف-ر  | 

در اين چند روز بخش موسيقي زندگيم رشد صعودي زيادي داشت. آلبوم جديد استاد شجريان فوق العاده است و بعد از مدهوش شدن از اين آلبوم، شب آخر کنسرت استاد نيز فوق العاده بود. تو اين چند روز بي صبرانه منتظر کنسرت بودم و شمارس معکوسي که از شنبه با خريد آلبوم "غوغاي عشقبازان" شروع شده بود، دوشنبه با کنسرت استاد، پايان گرفت.

از بخش اول کنسرت بيشتر از همه از تصنيف "سخن عشق" خوشم اومد. بخش دوم هم که همين آلبوم جديد بود و البته با کمي تغيير. مثل قسمت هايي که با صداي همايون شجريان خوانده شد و در آلبوم نيست. اگر فرصتي پيش بياد، بعدا در مورد بخش دوم بيشتر مي نويسم. هر چقدر که بيشتر اين آلبوم رو گوش کردم، بيشتر لذت بردم و جزئيات و ظرافت هاي بيشتري رسيدم. اگر اين آلبوم رو گوش مي کنيد، به موزيکي که در background امتداد پيدا مي کنه، توجه کنيد. به تغيير هايي که مي کنه، به جايي که قطع مي شه و به اجازه اي که به هر کدوم از سازها براي خود نمايي مي ده!

IMG_6694.jpg

 

حيف که موسيقي ما دچار سردرگمي شده و امثال استاد شجريان رو کم داره. در اين شش شب حدود 18 تا 20 هزار نفر واقعا لذت بردن و بعد از کنسرت رو هوا بودن! اشعار زيباي ايراني، صداي محمدرضا و همايون شجريان و سازهاي ايراني تأثير شگرفي داشت. وقتي سعدي مي گه:

من چرا دل به تو دادم که دلم مي شکني
يا چه کردم که نگه باز به من مي نکني
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا نگويند رقيبان که تو منظور مني
ديگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدني

خود به خود هوش از سر آدم مي پره. چه برسه به اينکه با صداي استاد و نواي ساز هم تلفيق بشه. بايد از استاد ممنون بود که اين کنسرت رو به نام و ياد و بزرگداشت سعدي برگزار کرد. حداقل شايد اينطور بشه کاري کرد و اشعارش رو زنده نگه داشت. بغض مي شکنه و اشک جاري مي شه وقتي در تصنيف بادة عشق، سعدي اينجوري مي گه:

تطاولي که تو کردي به دوستي با من
من آن به دشمن خونخوار خويش نپسندم

در پايان کنسرت و بعد از اجراي تصنيف ساقيا، گروه با درخواست جمعيت حاضر، "مرغ سحر" رو اجرا کرد. قبل از اجراي مرغ سحر يک نفر از ميان جمع بلند شد و مرغ سحر رو به اميد آزادي دانشجويان دربند پلي تکنيک، به اونها تقديم کرد و مردم هم تشويق کردند. مرغ سحر آغاز شد و با اشارة استاد، کل سالن يک صدا نغمة آزادي نوع بشر سر دادند.

اي خدا اي فلک اي طبيعت
شام تاريک ما را سحر کن

282107_orig.jpg

در حاشيه:

·         عادل فردوسي پور، فرزاد حسني، صفايي فراهاني، الهام حميدي، محمدرضا حيدريان، هادي طباطبائي و ... هم در سالن حضور داشتند.

·         در پي تشويق هاي بي امان حاضران و دسته گل هايي که از گوشه و کنار براي استاد مي آمد يک جوان معلول به سختي خودش را به صحنه رساند تا با شجريان ديدار داشته باشد و استاد پس از ديدن اين جوان او را در آغوش کشيد و دسته گلي را به گردنش انداخت که اين حرکت با تشويق هاي فراوان مواجه شد.  

·         فردوسي پور بودن مزيت هاي زيادي داره. ازجمله اينکه لازم نيست تو صف WC بايستي!!

·         بليت هاي 30 هزار توماني، 90 تا 100 هزار تومان خارج از سالن فروخته مي شد!

·         انقدر تعداد زياد بود که عده اي روي پله ها نشسته بودند و تعدادي صندلي هم به سالن اضافه شد.

...

مرغ بي دل، شرح هجران

مختصر مختصر مختصر کن

+ نوشته شده در  2007/8/8ساعت 5:26  توسط الف-ر  | 

اخيرا خيلي حساس تر شدم نسبت به شنيده ها و ديده ها و اين حساسيت واقعا آزارم مي ده. وقتي مي شنوم فلاني مشکلي داره يا براي کسي اتفاقي افتاده يا زندگيش در بد وضعي مي گذره، خيلي بيشتر از قبل ناراحت مي شم. واقعا رو اعصابم مي ره. انقدر اين حساسيت زياده که سعي مي کنم که يه جوري بحث رو عوض کنم!
شنيدن اين چيزا و ديدن واقعيت هايي که تلخ هستند اما به هرحال وجود دارند، هم خوبه و هم بد. به نظرم بيشتر خوبه تا بد!! حتي اگر آزار دهنده باشه. تأسف آدم بيشتر مي شه وقتي اين موارد رو مي شنوه و مي بينه که کاري نمي تونه انجام بده. به هرحال بايد مردم رو خوب ديد، خوب شناخت و در حد توان کاري کرد که اونها هم از زندگي با تو لذت ببرن. مهم نيست متوجه نشن که کاري که داري انجام مي دي رو دوست نداري يا به سختي داري اين کار رو انجام مي دي. مهم اينه که زندگي ببخشي و احساس خوبي از زندگي و درکنار هم بودن رو منتقل کني. اونوقته که اين حس به خودت هم منتقل مي شه و دور و اطراف خودت هم پر مي شه از آدم هايي که دوست دارن برات قدمي بردارن و تو هم لذت ببري!

-------------------------
قهرماني تيم ملي بسکتبال در آسيا - اونهم براي اولين بار در تاريخ- و راهيابی به المپيک، اونقدر غرور انگيز بود که نتونستم چيزي در موردش ننويسم!! قهرماني مبارک همه! دستشون درد نکنه!

 

242.jpg

241.jpg

عکس ها از: رازنو
+ نوشته شده در  2007/8/8ساعت 0:43  توسط الف-ر  | 

يک عمر خواهم سوخت
در حسرت بوسه اي که
در آخرين روز،
کودکانه از تو دريغ کردم
و اکنون بخششت هم راه بر بغضم نبسته است
بانوي خوبي و پاکي!
----------------------------
پ.ن: من می گم آخه دلم بود، اونکه افتاده به خاکه!!

+ نوشته شده در  2007/8/3ساعت 23:59  توسط الف-ر  | 

هيچي از ارزش هاي تيم ملي کم نمي شه. اين جمله رو بارها شنيديم. آخرين موردش هم همين چند روز پيش و بعد از حذف از جام ملت هاي آسيا. اما اگه چيزي هم کم نشه که به نظر من مي شه، لااقل چيزي هم به ارزش هاي تيم ملي اضافه نمي شه. مگه تيم ملي اعتبارش رو از همچين بازي هايي بدست نمي آره؟؟ مگه اعتبار و ارزش يه تيم با چي سنجيده مي شه؟؟ هرچي باشه با سابقه و تمدن تاريخي کشورش نيست! با اعتبار و اسم و رسم باشگاه بازيکنانش هم نيست! (وقتي تيم نتيجه نمي گيره)
تيم ما اگه اعتبار و ارزشي هم داره به دليل سه قهرماني تو آسيا و بعضي ديگه از تورنمنت هاي آسيائيه وگرنه چيز ديگه اي نمي تونه باشه. پس اينکه هي بگيم حالا باختيم اما چيزي از ارزش هامون کم نشد، حرف درستي نيست به نظر من!! اما از اون طرف سي چهل سال قهرمان نشدن تو آسيا و باختن به تيمي مثل کره که درسته تيم خوبيه اما چندين بازيکن خوبش مثل پارک رو نداشت، به اعتبارمون لطمه مي زنه. اين از اين!!
دوما از همون اوايل بازي ها فردوسي پور کلي تحليل مي کرد که اگر اين و بشه و اون نشه و يه وقت به مالزي ببازيم و ... اين يعني اينکه همة ما رو عادت دادن به يه ديد حداقلي که هميشه کم رو مي بينيم و اگه دوباره بريم جام جهاني واقعا شاهکاره. از طرف ديگه وقتي شاهکارمون اتفاق مي افته کلي حال مي کنيم و نه تنها خودمون رو شايستة بيشتر از اينا مي دونيم، مثلا در مورد جام جهاني انتظار صعود به دور بعد هم داريم!! اين هم از اين!!
سوما با اين همه انتظار و خود بزرگ بيني همة عوامل مهم براي موفقيت رو کنار هم جمع نمي کنيم يا نمي تونيم که اينکار رو کنيم. يه دوره مربيمون بده، يه دوره بازيکن ها با هم بدن، يه دوره همه چي رو مي ندازيم تقصير علي دايي و هيچ وقت هم نتونستيم براي تيممون چهارتا بازي تدارکاتي درست درمون برگزار کنيم!! اين مي شه که بعد از دو بازي تازه مي فهميم که بايد سيستم بازيمون رو عوض کنيم و تو هر بازي هم ترکيب رو عوض مي کنيم.
اين فقط يه مثال بود و در مورد خيلي از چيزهاي ديگه هم اينجوريه. کلي تناقض و اشتباه مي شه تو کارها پيدا کرد!
اما به نظر من حذف تيم ملي از جام ملت هاي آسيا، دو تا دليل داشت. يکي بخش مديريتي که اصلا فدراسيوني نداريم و برنامه ريزي و بازي تدارکاتي و اين چيزا تعريف نشده است! (شايد اگه 5 تا بازي تدارکاتي درست داشتيم، ترکيب و سيستممون رو هم بهتر پيدا مي کرديم) و دوم هم کادر فني از سرمربي تا تمام مربي ها و آناليزورها. البته اين وسط فقط کار پرويز کماسي خوب بود. وقتي مربي تيم قلعه نويي باشه و پيرواني، بهتر از اين نمي شه. از آناليزورهايي مثل پرويز مظلومي هم چيزي نگم بهتره که تفاوتش با امثال فيروز کريمي تو تحليل بازي با کره از تلويزيون معلوم شد. وقتي که کريمي تحليل مي کرد و مظلومي به جای تحليل يا بازي رو گزارش مي کرد يا در جواب پيش بيني وقت اضافه، گفت که انشاء ا... که بچه ها گل مي زنن و مي بريم!!! و ... (البته از حق نگذريم دو سه جا تحليل هم داشت)
------------------------------------------------------
پ.ن: با عرض معذرت از دوستاني که دعوت کرده بودن بنويسم "اگر رئيس جمهور شوم ..."، چون هيچ علاقه اي ندارم تو اين سمت باشم، چون فکر مي کنم سياست اونهم تو اين حد بالا باعث مي شه پا رو خيلي چيزا بذاري که شايد خودت هم دوست نداري و الزاماتي داره که اصلا قشنگ نيست!! پس با اجازه نوشتن در موردش رو هم بيخيال مي شم!

+ نوشته شده در  2007/7/24ساعت 21:18  توسط الف-ر  |