تبليغاتX
...

...

بدون شرح!!
+ نوشته شده در  2007/5/16ساعت 2:18  توسط الف-ر  | 

دوست دوست داشتني ام

کي دستم را مي گيري

و پله پله در حاليکه از آسمان مي گذريم،

مرا تا ستاره مي بري؟

اي مرگ!

کي در آغوشت آرام مي گيرم؟؟

---------------------------------

پ.ن: "خودکشي بهشت است وقتي زندگي برايت جهنم باشد"!!!!

+ نوشته شده در  2007/5/13ساعت 22:26  توسط الف-ر  | 

جمشيد و بهروز تو ماشين گوش مي کردن به:

"مي خوام بگم دوست دارم نگو نه نمي شه                     

مي خوام بگم عاشقتم نگو نه نمي شه

مي خوام بيام خواستگاريت نگو نه نمي شه

يه بار بگو دوستم داري نگو نه نمي شه"

و همزمان هر دو از اين فکر که چقدر تارا رو دوست دارن، لذت مي بردن!

بدون اينکه از فکر هم باخبر باشن!

حالا بعد از يک ماه و چند روز، بهروز زمزمه مي کنه:

"نفرين به عشق و عاشقي

نفرين به بخت و سرنوشت

نفرين به اون نگاه که اسمت رو

تو سرنوشت من نوشت"

و جمشيد هم يه چيز ديگه تو همين مايه ها! شايد هم همين شعر رو!

 

----------------------------------

ممنونم. هدية بزرگي بود. من که کم آوردم. بايد لياقتش رو پيدا کنم!

+ نوشته شده در  2007/5/6ساعت 23:44  توسط الف-ر  | 

از امروز رسما بنده هم عکاس باشي شدم. پس اگه ديديد دوربين يعني همون موبايل که دوربين هم داره (آخه انقدر تکنولورژي پيشرفت کرده که حتي مي شه با تلفن هم عکس گرفت! تازه اين که چيزي نيست!)، تو دستمه و از هر ننه قمري (در اينجا منظور هر چيز و جک و جونوريه وگرنه من غلط بکنم از هر ننه قمري عکس بگيرم!) عکس مي گيرم، تعجب نکنيد.

بالاخره پس از سال ها انتظار فتوبلاگ رو راه انداختم. چند وقتي بود مي خواستم اين کار رو انجام بدم و پس از گشت و گذار تو سايت هاي مربوط به فتوبلاگ، جايي بهتر از فتوبلاگ دات کام پيدا نکردم. اين هم آدرس فتوبلاگ که براي پست اول سه تا عکس گذاشتم از منظره اي که بيشتر از هر منظرة ديگه اي هر روز مي بينمش! :

                                                                                               http://adamas.photoblog.com

+ نوشته شده در  2007/4/28ساعت 21:43  توسط الف-ر  | 

Sohrab Sepehri , Great iranian poet and painter

SOHRAB SEPEHRI persian poem artist painting painter otaagh aabi persi

 

اهل كاشانم
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.

و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.

من مسلمانم.
قبله ام يك گل سرخ.
جانمازم چشمه، مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي "تكبيره الاحرام" علف مي خوانم،
پي "قد قامت" موج.

...

اهل كاشانم.
پيشه ام نقاشي است:
گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما
تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است

دل تنهايي تان تازه شود.

...

اهل كاشانم، اما
شهر من كاشان نيست.
شهر من گم شده است.
من با تاب ، من با تب
خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام.
من در اين خانه به گم نامي نمناك علف نزديكم.
من صداي نفس باغچه را مي شنوم.
و صداي ظلمت را ، وقتي از برگي مي ريزد.

 

 

بين شاعرهاي معاصر، سهراب واقعا مظلوم مونده و خيلي از افراد از جمله خودم شناخت درستي ازش نداريم. اما همون تعداد محدودي از شعرهاش رو که خوندم، باعث شده دوستش داشته باشم. حتي شايد خيلي ها ندونند که سهراب نقاشي هم مي کشيده و به جز شعر، آثار ديگه اي هم داره. عرفان و فلسفه اي که تو تمام شعرهاي سهراب موج مي زنه، خيلي قشنگه و يه جورايي شايد حس شعر يه شاعر و نقاشي يه نقاش تو شعر هاي سهراب با هم ترکيب شده باشن!

در ضمن سايت سهراب سپهري (www.sohrabsepehri.com ) مطالب خوب و جامعي داره. مهدي هم در مورد اين روز نوشته: سالروز مرگ سهراب سپهری

يادش گرامي، روحش شاد!

 

زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه ، كه در دهان گس تابستان است.
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.

 

سنگ قبر سهراب - مشهد اردهال

 

----------------------------------

پ.ن: عکس ها و شعر ها از سهراب سپهری دات کام.

دیروز روز بزرگداشت سعدی هم بود. محسن مطلب خوبی نوشته: روز بزرگداشت سعدی

+ نوشته شده در  2007/4/22ساعت 20:48  توسط الف-ر  |