تبليغاتX
...

...

احساس سردي مي کني

دندان ها را روي هم مي فشري

مي خواهي دستش را بگيري

دستش را عقب مي کشد

به او زل مي زني

همان لحظة اول

نگاهش را از تو مي دزدد

به زمين و سپس به دوردست ها چشم مي دوزد

و تو

به اينکه از دست دادي اش؟؟

(شايد از دست رفته است!!!)

به همين سادگي

به سرعت برگرداندن سر

به سردي دست هايت!

 

----------------------------------

پ.ن: من و حس اينکه هر لحظه اينجايي! ...

+ نوشته شده در  2007/4/18ساعت 0:6  توسط الف-ر  | 

و چه بسيار حرف ها که پاسخشان سکوت است! دعوتت نمی کنم! به شرطی که بفهمی تر شده چشمام! و عاشق گشتن و عاشق نمودن، سخت دشوار است!

 ------------------------------------------

پ.ن: روزهای سختی داره می گذره و من درست دوست داشتن رو دارم ياد می گيرم.

+ نوشته شده در  2007/4/16ساعت 0:22  توسط الف-ر  | 

آلفونس دولامارتين: اگر بزرگي هدف، کمي وسائل و عظمت نتيجه را براي يک نابغة بشري مقياس بگيريم، در تاريخ نظيري مانند حضرت محمد (ص) نمي توان يافت.

 

جواهر لعل نهرو: مذهبي که پيامبر اسلام تبليغ مي کرد به واسطة سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموکراسي و برابري، مورد استقبال توده هاي کشور هاي مجاور شد.

 

کارل مارکس: محمد مردي بود که از ميان مردمي بت پرست با ارادة آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت کرد و در دل هاي ايشان جاودانگي روح و روان را بکاشت. بنابراين نه تنها بايد او را در رديف مردان بزرگ و برجستة تاريخ شمرد بلکه سزاوار است که به پيامبري او اعتراف کنيم و از دل و جان بگوييم که او پيامبر خدا بوده است.

 

پير سيمون لاپلاس: گرچه ما به اديان آسماني عقيده اي نداريم ولي آئين حضرت محمد(ص) و تعاليم او دو نمونة اجتماعي براي زندگي بشريت است، بنابراين اعتراف مي کنيم که ظهور دين او و احکام خردمندانه اش بزرگ و با ارزش است و به همين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي نياز نيستيم.

 

مهاتما گاندي: حيات شخص پيامبر اسلام به نوبة خود نشانه و سرمشق بارزي براي رد فلسفة عنف و اجبار در امر مذهب است.

 

تولستوي: جاي هيچگونه شبهه و ترديد نيست که پيامبر اسلام از بزرگان مصلحين دنياست ... شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام است. شريعت پيامبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آينده عالم گير خواهد شد.

برگرفته از مرکز اطلاع رساني پيامبر اعظم(ص)

چلچراغ

+ نوشته شده در  2007/4/7ساعت 22:8  توسط الف-ر  | 

انا لله و انا اليه راجعون

يک سال گذشت!

دوباره فرصتي دست داد تا مبارزة سرسختانة بهار رو ببينم و بازهم باور کنم که هر سال بهار برنده است. برندة مبارزه اي سخت در زمستاني که در تک تک شاخه برگ ها جاريست. زيبايي امروز، طراوت بهار با همة قشنگي هاش و اين همه ذوق و شوقي که حتي تو مردم بوجود اومده و چه خوب اين موقع از سال رو نوروز مي گن و عيد، همه و همه رو مديون اين بهار هستيم و مبارزة اميدوارانه و شجاعانه اش. در نبرد بين روزهاي سخت و انسان هاي سرسخت اين انسان هاي سرسخت هستند که در نهايت پيروز مي شن و بهار سرسخت تر از اونه که شکست بخوره.

اين روزها مي خوام از اين مبارزة پيروزمندانه درس بگيرم. اگر اين همه طراوت و سرسبزي و زيبايي حاصل اين مبارزه است، پس چرا من مبارزة خودم رو شروع نکنم؟ چرا من سرسخت تر ادامه اش ندم؟؟ اين مبارزه از درونم بايد شروع بشه و اون وقته که بيرون هم خيلي اتفاق ها مي افته.

تو سالي که گذشت نتيجه هاي خوب و باورنکردني تو چند مبارزه گرفتم و اين روند رو بايد ادامه بدم. پارسال بالا و پايين زياد داشت اما به هر حال گذشت. امسال هم مي گذره و فقط من مي تونم اين چاله چوله ها رو پر کنم. من براي خودم و هر کس براي خودش! يک سال گذشت و براي من فرقي نمي کنه که يک سال بزرگ تر شده باشم يا يک سال به مرگ نزديک تر.

خلاصه اينکه اين روزها روزهايي خيلي خوبيه. براي فکر کردن به اينکه چي کار کرديم و چي کار مي خوايم انجام بديم. اگر خودمون رو ارزيابي نکنيم، به فراموشي سپرده مي شيم! و در کنار اينها براي من، تلويزيون و مطالعة چندين ويژه نامه. بدون دغدغة دانشگاه. به نظرم بهترين دعا همون دعاي تحويل ساله. اگه حالمون به بهترين حال تبديل شه، ديگه هيچ کم و کسري نيست. اميدوارم سال خوبي داشته باشيد، با بهترين آرزوها!

يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال

 

    

+ نوشته شده در  2007/3/23ساعت 9:10  توسط الف-ر  |